نتایج جستجو برای عبارت :

امیرم میدونم بدم

چیدن ستاره ها از آسمونِ شبی که به درخشش پناه برده بودی
سخت تر از چیزی بود که بتونم توصیف کنم
من ستاره های آسمونتو دونه دونه پایین کشیدم.خاموششون کردم
و با پایین اومدن هر ستاره توی هرشبدرخشش لبخند هات هم کمتر میشد
تا جایی که نورِ مهتابِ چهاردهمین شبِ با تو بودن همکافی نبود
با همه ی درخشش آسمون، دیگه لبخندات برای من ندرخشید
و من عاجزانه ميدونم که.
همه ی این ها برای این بود که ستاره هایی که من و تو تک به تک بهشون نور بخشیدیم از آسمونت پایین
ميدونم خیلیاتون خدانابارورین:)
ولی عیبی نداره
امروز بیشتر از هر وقتییی تو زندگیم حسش کردم:)
فهمیدم که حواسش به هممون هست:)
یه مدت بدجور ازش دل کنده بودم استغفرالـ
ولی هیچوقت دستمو پس نزد
خدایا ميدونم صلاحمو (صلاحمون) میخوای
خوشحالم که دعا های چند وقت پیشم مستجاب نشد و امروز بیشتر از هر وقتییی از تصمیم جدید و درستم راضیم
ميدونم تو هم پشتمی و کمکم میکنی همه چیو درست کنم:)
خدایا شکرت:)❤️
.
+یه سوال ازتون دارم چیزی که تیکه تیکس رو چطو میشه
آتیشه،توی این دلی که عشق تو خوب حالیشه ♬♫نمیخوام که یه لحظه جای تو خالیشه عشقمميدونم،نگی تو به کسی که من خودم،  ♬♫ميدونم که الان خونه ای من بیرونم،امشبجدیدا علاقم به تو بیشتر شده از قبل  ♬♫شدیدا رو دست منه دیوونه دیگهجایی ندیدن چقدر خوبه به دست رسیدن ♬♫مرجع سرگرمی ایران
از درون داااااغون 
از بیرون یه کوهِ سنگیه خشک و بی روح 
تو دلم ولوله 
تو سرم بازارِ مس گرا. 
 
خلاصه اوضاع اصلا رو به راه نیست. 
ميدونم غصه خوردن و فکر و خیال کردن و تلاش برای سر درآوردن از اینکه چرا شد و نشد، بیهودست و اینجور مسائل با دو دوتا چهارتای ما اصلا قابل محاسبه نیست. 
 
شایدم بخاطر این همه چی برام دردناکه که ميدونم باید رها کنم ولی مثل سیگاری‌ای که میدونه سیگار ضرر داره و هیچ فایده‌ای نداره 
اما باز میکشه 
باز میکشه 
و باز هم میکشه 
با کار خودم رو سرگرم میکنم که بهت فکر نکنم. اما بیهودست. دروغ نگفتم اگه بگم لحظه ای یادت از من دوز نشده.
ميدونم میای اما این طرف یه دلِ تنگ داره از بی قراری تلف میشه. من جوابی برای عجب و اما و اگر این قضیه ندارم که همشون برای خودمم سواله! فقط ميدونم این حس رو خیلی وقته به کسی نداشتم. خیلی وقته تجربش نکرره بودم. و طعم تلخ و گسش رو جای طعم شیرینش بهم دادی.
میخوام بنویسم برات. میخوام بنویسم ازت. اما.
 
+ ۰۲:۳۰
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
آتیشه،توی این دلی که عشق تو خوب حالیشه ♬♫نمیخوام که یه لحظه جای تو خالیشه عشقمميدونم،نگی تو به کسی که من خودم،  ♬♫ميدونم که الان خونه ای من بیرونم،امشبجدیدا علاقم به تو بیشتر شده از قبل  ♬♫شدیدا رو دست منه دیوونه دیگهجایی ندیدن چقدر خوبه به دست رسیدن ♬♫مرجع سرگرمی ایران
ميدونم از نظر اقتصادی تحت فشاره و نگرانه.
ميدونم الان براش مهم ترین مسئله اینه که پولامونو پس انداز کنیم تا خونه بهتری بگیریم
احتمالا تمام دغدغه و فکرش همینه و انتظار داره منطقی باشم
اما دلخورم! 
مگه یادش نیست قرارمون این بود که هرچقدر که دلم میخواد کار کنم
که دوست ندارم حس کنم روی درآمدم حساب باز کرده
که بنظرم وظیفه ای ندارم که انقدر به خودم فشار بیارم که پابه پای اون درآمد داشته باشم برای خانواده؟
بالاخره نگرانیش اینه که کارم رو از دست بد
دیروز اون خانم دکتری که روز مصاحبه هم رو دیده بودیم ابراز آشنایی کرد و چند دقیقه ای هم کلام شدیم که گفت من دوره های فلان و فلان رو رفتم که یکیش ایتالیا بوده و فلوشیپ زیبایی گرفتم ولی تو ایران اجازه نمیدن بنویسم فلوشیپ و اینا
درباره مهاجرت موقت ازش مشاوره گرفتم که آب پاکی رو ریخت رو دستم و متوجه شدم تصمیم خودم درست بوده. من واقعا دوست ندارم مدرکی که دارم رو دوباره بگیرم اونم تو شرایط سخت و بعدش تخصص بگیرم بعد برگردم ایران دوباره معادل سازی ت
متن آهنگ تو مثل نم نم بارون توی هر حالی قشنگی سهراب پاکزاد و آصف آریا
هم اکنون تکست ترانه آهنگ تو مثل نم نم بارون توی هر حالی قشنگی سهراب پاکزاد و آصف آریا را در رسانه متن تکست مدیا برای شما قرار داده ایم برای مشاهده متن آهنگ به ادامه مطلب مراجعه بفرمایید

متن شعر تو مثل نم نم بارون توی هر حالی قشنگی
تو مث نم نم بارون توی هر حالی قشنگی  من حسادت میکنم وقتی تو با هرکی میخندیاومدی عشقو بذاری رو گلبرگای تشنم انقده خوبی جسارت میکنم بهت میگم عشقمسر
بعد از کلی وقت اومدم یه چیزی رو بنویسم
اینکه یه تصمیم جدی گرفتم و این حالم رو خیلی خوب خواهد کرد
با اینکه گاهی بشدت مایوس میشم و نا امیدی چنگ میندازه رو چشم انداز هام امااااا من تصمیم گرفتم مصمم باشم و کارم رو انجام بدم.
کلی پول دادم برای دوره دو ساله که بشینم درس بخونم و هرچقدر جدی تر میشم بیشتر روی علاقم مطمئن میشم
ميدونم که قطعا خسته خواهم شد. ميدونم سخته. ميدونم ممکنه نا امید بشم اما تصمیم گرفتم بجنگم.
دلم تنگ شده واسه وبلاگ خوندن و نوشتن. ش
و اما بالاخره اون روز رسید. روزی که دیگه قرار نیس  بعد از چند ساعت یا چند روز از هم خداحافظی کنیم و غم دلمونو بگیره :( تموم شددددد عشقممممم اون روزی که چند ساله منتظرشیم رسید و بالاخره داری میای که دست خانومتو بگیری و برا همیشه پیش خودت نگهش داری :) به اینکه مال توام و قراره اسمم بره تو شناسنامت  افتخار میکنم ميدونم لحظه های خیلی قشنگی منتظرمونه و همشونو دونه دونه باهم دیگه ثبت میکنیم فقط چند ساعت مونده تا برسی و من واسه یه عمر بغلت کنم فقط
خیلی وقت پیش با برادرم راجب اتفاقی که برامون افتاده بود حرف میزدم؛ میگفتم نميدونم چرا مامان نمیخواد بفهمه این آدم عوضیه ، خیلی واضحه که!
برادرم گفت اتفاقا اصلا اینجوری نیست ، مامان خیلی بیشتر از من و تو میفهمه و خیلی آگاه خودش رو میزنه به اون راه.
حالا میبینم که راست میگفت ، مامان خودش رو گول زد ، خودش رو به اون راه زد ، هرکاری کرد تا بدی های زندگی رو ندیده بگیره ، به خودش ، به ما انگیزه بده که زندگی خوبی داریم ، باید شاکر باشیم.
خیلی جاها سکوت
 
 
باید سرشو بذاری رو شونت یا سرتو بذاری روی شونش بعد بهش بگی ميدونم عزیزم دنیا خیلی بالا و پایین داره. اون لیاقت تو رو نداشته اما من با اعتمادی که به تو دارم ميدونم که به زودی دوباره بلند میشی و به دنیا ثابت میکنی که مرد من بهترین مرد دنیاست❤
من به هوش و توانایی های تو اعتماد دارم اصلا" ناراحت نباش
 
راستیتش روزی که اینجارو زدم به خودم قول دادم کمتر از دغدغه‌ها و روزمرگی‌هام حرف بزنم؛ ولی الان میبینم که همون دغدغه‌ها و روزمرگی‌ها هم بخشی از منن. و به قول سانبین اینجا وبلاگ منه و آزادم از هر چیزی‌که دوست دارم حرف بزنم ")
داشتم فکر میکردم چقدر تو دو سال گذشته آدم مفید و اکتیوی بودم. چه تجربه‌های جدیدی که کسب نکردم و چه استعدادهای خاموشی که turn on نکردم!در کل بخوام تو یه جمله توصیفش کنم، جریان داشتم. ولی تو چند ماه اخیر احساس میکنم وقت کمتر
تموم شد . اردیبهشت . یه ماه دیگه هم گذشت .شاید یه ماه پر از بلاتکلیفی و بی حوصلگی .یه ماه پر از کوتاهی و کم گذاشتن .اگه شرایط مثل قبل بود شاید الان حتی وقت اینجا پست گذاشتنو نداشتم.شاید حتی قسمت منطقی ماجرا اینه که در واقع وقت نباید داشته باشم .نباید کلِ یه کتابو توی یه روز بخونم ! نباید چند ساعت قبلِ امتحان براش دست به کار شم .نباید از تو تخت بپرم تو کلاس .نباید خودمو گم کنم . نباید به عقب نگاه کنم . نباید تو جاده عقب عقب راه برم وقتی دار
یه وقتایی فقط کافیه گوش باشیم و بشنویم . همه آدم ها تشنه شنیده شدن هستن بیشتر از اینکه اقدام یا توصیه ای ازمون بخوان! 
ميدونم که شنیدن کار سختیه 
.
.
.
به مناسبت اومدن اسفند عزیزم
ببینیم که آیا عشق جدیدم هم اسفند رو برای دیدارمون بهاری میکنه یا نه
مثل بابات عشق و رو مخ باش پسرم :))
.
.
بهار من تویی .! 
متن آهنگ ماکان بند به نام با توMacan Band Ba to Music lyricآهنگ جدید از ماکان بند به نام با تو در ادامه♫تو اومدی تو دنیام پاتو گذاشتیواسم انگار خیلی فرق با همه داشتیشدی یه ستاره تو آسمونم کنار توحالم خوبه ميدونم اینو ميدونمبا تو تو قلبم یه خونه ساختممن عشقو تازه با تو شناختماون دوتا چشمات آرامشم شدبا تو حریفم یه تنه من کل شهروبا تو تو قلبم یه خونه ساختممن عشقو تازه با تو شناختماون دوتا چشمات آرامشم شدبا تو حریفم یه تنه من کل شهروواسه همه روزام از تو خاط
اینکه یه ناپختگی ای توی رفتار و حرفام دارم و نميدونم دقیقا کجای رفتار و حرفامه که دقیق بتونم پنهانش کنم و طرف مقابل احتمالا اون پخگی رو داشته باشه که ناپختگی من رو لمس کنه و مثل روز براش روشن باشه و حتی تلاش مذبوحانه‌م برای پنهان کردنش رو بفهنه؛ خیلی می ترسونَدَم.
 
روزهای سیاه تری در راهه. پر از درد. پر از ضجه زدن و خفگی از بغض. پر از چنگ زدن های ناامیدانه به پوچی. همیشه " از این بدتر " میشه. سیاهی تا حالا منو نکُشته چون ميدونم روزهای سیاه تری در راهه بی اجتناب.
این روزها فقط با علم به بدتر شدن همه چیز دارم به بقیهء چیزها ادامه میدم. با خودم میگم تا بدتر نشده یه کم نفس بکش. 
 
برای اولین بار در زندگیم حس میکنم که ميدونم باید چیکار کنم و این یعنی برای اولین بار ميدونم برنامه کوتاه مدت و میان مدتم برای زندگی چیه. برنامه بلند مدتم چطور؟ راستش نميدونم.
جدیدا علاقه‌ام به دنبال کردن تخصصی مارکتینگ، آواز و روانشناسی داره با هم برابری میکنه و این انتخاب رو برام سخت میکنه. در تمام چهار سال گذشته من لحظه به لحظه از اینکه مارکتینگ رو به عنوان حوزه تخصصی ام انتخاب کرده بودم، مطمئن تر میشدم و حالا این روزها رویای تخصص در روان
اولین جرقه عشق عاشقانه ای برای مخاطب خاصعشق تو رو به خودم،  زمانی فهمیدم که اولین بار به من زنگ زدی! سلامی که دادی، پر از انرژی و زیبایی بودبه خودم گفتم یعنی به همه با این انرژی سلام میده؟به شب نکشید دوباره بهم زنگ زدی و من خندم گرفته بودروز بعدش زنگ زدی و حالمو پرسیدیبرام یه عکس فرستادی، دستت زیر سرت بود و خوابت برده بود، گفتی دیشبم بودشاید توی خوابت منو دیدی که روز بعدش بهم زنگ زدی نميدونم، ولی من اون‌روز خندم گرفت. گفتم اینقدری
چیزی که هر روز بعد از خواب بیدار شدن میفهمم؛ اینه که این زندگی نیست که دوسش داشته باشم. این شخصیتی نیست که دلم میخواد داشته باشم. از خودم و از زندگی که ساختم بیزارم
از ظاهرم، از چاقیم و از چیزی که توی آیینه میبینم بدم میاد.
از بیکاریم، از این که برای چندغاز باید التماس اینو اونو بکنم بدم میاد.
از اینکه درس نمیخونم، از اینکه کار خودمو راه نمیندازم، از رابطم با همسر، از رابطم با خونوادم از همش بدم میاد.
از خونه که دو ساله تمیزش نکردم، از وسا
از عنوان هیچی پیدا نیست! ميدونم.
برای من کلییی چیز پیش اومد که نتونستم بیام و بنویسم، خب نتیجه ی دانشگاه همونی شد که میخواستم حتی بهتر!
دارم کارای جدیدی انجام میدم و بنظرم امیدبخش.
رهگذرهای لعنتی عجیب روی روحیاتت تاثیر دارن، نميدونم دیگه باید چی بگم همه چیزا رو نمیشه گفت میدونید که.
واشنا؟ :)))))) خیلی دوستت دارم.
واسه پیدا شدن تو آینه ،جاده ی سبز گم شدن کو؟
دلم برات تنگ شده .جواب تلفنمو ندادی .نمیخوام از دستم بری،میفهمی؟ولی نیستی اون سر کشور در چنگال دیوان مازندرانی.ظاهراً از هفت خان باید گذشت.ولی تو بی حسی ،تحویلم نمیگیری،انگار منو نمیخوای. چقدر این آهنگ جشن دلتنگی داریوش موده الان.بداهه ترین عنوان پست رو نوشتم با این آهنگ که داره تو گوشم زمزمه میشه.کاش می‌فهمیدی که من تو رو به شکل یه موجود جدا از همه ميدونم.عاشقت نیستم ،هستم؟نیستم؟برام مهم نیس
به نام خدا
اینستامو باز می کنم. شاید بعد از سه ماه. یه عده دارن دائم بچه دار میشن یا بچه هاشون بزرگ میشن. یه عده فحش میدن به باعث و بانی وارد نکردن واکسن. یکی دیگه عکس کارت واکسنشو گذاشته. یه رفیقی خواهرش رو توی یه حادثه از دست داده و یه متن خیلی غمگین نوشته که همه جامو میسوزونه. به زحمت تونستم بهش زنگ بزنم و گفت دعا کن خدا به پدر و مادرم صبر بده. یکی هست که همه قله های عالمو با یه جفت چوب و عینک آفتابی میره بالا هر هفته و هی تاریخ میزنه که در مورخ فل
 مشکل چیه واقعا؟ چرا هر وقت چک میکنم تو اینجایی؟ تو رو خدا تمومش کن من واقعا دارم کلافه میشم. ميدونم انقدر انصاف داری ک لااقل تو این یک مورد بهم حق بدی. پس دست از سر چک کردن وبلاگم بردار. 
اگه هم حرفی داری بیا کامنت بذار زیر یکی از پست های قدیمی. گوش میکنم و جواب میدم. 
سر کلاس متن خوانی، استاد از این صحبت میکنه که مسئله آزادی_ و مسائل دیگه ای که باهاشون سر و کله میزنیم _ نه بناست، نه شده و نه ممکنه که حل بشن به تمامی. مسخره است و تحقیرآمیز اگر توقع این رو داشته باشی که مسائلی که به قدمت بودن انسان، قدر هزار ها سال عمر دارن بین دو واحد متن خوانی، یا چهار سال کارشناسی، یا سی چهل سال عمر تو حل بشن. می پذیرم. مدتهاست که پذیرفتم و دل کندم از وسوسه ی وقوف به حقیقت. حتی ميدونم زیبایی فکر کردن به همینه، زیبایی فلسفه، و ج
چیزی که هست اینه که توی زندگی همیشه سختی هست. تو هیچ‌ وقتی رو نمیتونی پیدا کنی که همش راحتی و آسونی باشه! هر راهیو هم که انتخاب میکردی مطئن باش کلی توش سختی داشت. اصلا مگه از اول قرار بوده که راحت و آسون باشه؟ پس یک، راهیو انتخاب کن که واقعا دوستش داری چون اینجوری سختیاشو راحت تر میتونی پشت سر بذاری، تهش هم راضی تری از خودت. دو، موقع سختی، تو نباید بیشتر سخت بگیری. 
 
 
برادر یکی از همکارای قدیمی‌ام بهم پیام داد. پیشنهاد کار داشت برام. تخصصش جلوه‌های ویژه س و دنبال کسیه که کمکش کنه اسمش رو برند کنه و به همین واسطه بتونه پروژهای بیشتری بگیره. پیشنهادش رو قبول کردم و امروز رو زمان گذاشتم برای اینکه با حوزه تخصصیش آشنا بشم. 
هنوز اعتماد به نفس کافی رو ندارم اما ميدونم که اعتماد به نفس با تجربه س که ساخته میشه. شروع کردم.
بالاخره شروع کردم.
خیلی وقته سردرگمم ! که مثلا چی درسته توی دین چی غلط اینکه من چیزایی که میانه برای خودم تعریف می‌کنم درسته یا نه ؟
خواستم بنویسم از چیزایی که بودم و بعد ترها شدم ولی بماند میان منو رفیقم
امام رضا انگاری ی رفیق دیرینه است برام یکی که از بدو تولدم باهام بوده یکی که هیچ وقت بهم ضربه نزد یکی که هرچی ازش خواستم گفت عزیزم ی بهترش رو برات گذاشتم یکی که هروقت رفتم خونه اش محال بود ویژه دعوتم نکنه !آخه رفیق به این بامرامی کی داشته ؟ 
خیلی وقته من بی معرف

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
تارپودکارپت / کتیرو / دالمیکر / دانه روغنی / آیاسنشیال اویل / دکمه ساز / آیگاز / چوبیجات / حصیریاب / ماهیکاران / جاکلید / چکش هیدرولیک / چرمشوز / جورابکده / فریزرز / نباتشیرین / اوگاز / شیشه دری / آیگاز / چوبیجات / شالرنگی / تیبل اندچیر / گریس / میبدکاشی / بگتایپس / Arad Branding
کانال سوالات آزمون نهایی 1401 تحقیقات علمی دانش آموزی و دانشگاهی طراحی سایت در اصفهان نمایندگی فروش خدمات تعمیر کولر گازی اسپلیت در شیراز - عظیمی کردیتینا - اعتبارسنجی بانکی یه دختر خودساخته اخبار دندانپزشکی پیدایش، سرمایه گذار استارت آپ شما اتاق سرور و دیتاسنتر پاورپوینت 1401