نتایج جستجو برای عبارت :

بیت صوتی بزنم نفت در بیاد از تتلو

پیج تتلو
پیج اصلی امیر تتلو - آدرس اصلی پیج اینستاگرام امیر تتلو | 1.1m فالوور
پیج اصلی تتلو

پیج اینستاگرام امیر تتلو خواننده در اینستاگرام آیدی پیج امیر تتلو امیر تتلو اینستاگرام آدرس اینستا امیر تتلو اینستاگرام امیر تتلو پیچ امیر تتلو پیج جدید امیر تتلوچ تتلو ترکیه ایران مجله خبری 24 خبر
پیج تتلو
پیج اصلی امیر تتلو - آدرس اصلی پیج اینستاگرام امیر تتلو | 1.1m فالوور
پیج اصلی تتلو
 
پیج اینستاگرام امیر تتلو خواننده در اینستاگرام آیدی پیج امیر تتلو امیر تتلو اینستاگرام آدرس اینستا امیر تتلو اینستاگرام امیر تتلو پیچ امیر تتلو پیج جدید امیر تتلوچ تتلو ترکیه ایران 
ادامه مطلب
پیج تتلو
پیج اصلی امیر تتلو - آدرس اصلی پیج اینستاگرام امیر تتلو | 1.1m فالوور
پیج اصلی تتلو
 
پیج اینستاگرام امیر تتلو خواننده در اینستاگرام آیدی پیج امیر تتلو امیر تتلو اینستاگرام آدرس اینستا امیر تتلو اینستاگرام امیر تتلو پیچ امیر تتلو پیج جدید امیر تتلوچ تتلو ترکیه ایران 
 
 
ادامه مطلب
 حرف ها دارم اما . بزنم یا نزنم ؟
 با تو ام  !  با تو  !  خدا را  ! بزنم یا نزنم ؟
 
همه ی حرف دلم با تو همین است که دوست  
 چه کنم ؟  حرف دلم را بزنم یا  نزنم ؟
 عهد کردم دگر از قول و غزل دم نزنم 
 زیر قول  دلم  آیا  بزنم  یا  نزنم ؟
 
گفته بودم که به دریا نزنم دل ، اما 
 کو دلی تا که به دریا بزنم یا نزنم ؟
 
 از ازل تا به ابد پرسش آدم این است: 
 دست بر میوه ی حوّا بزنم یا نزنم ؟
 
 به گناهی که تماشای گل روی تو بود
خار در چشم تمنّا بزنم یا نزنم ؟
 
 دست بر
 
تتلو پر طرفدار ترین رپر ایرانی است که بعد از مهاجرت دست به هرکار عجیب و غیر اخلاقی زده است. تتلو آن قدر در منجلاب فرو رفته که دیگر امیدی به برگشتش نیست. 
خیلی از هواداران تتلو می گویند طرز زندگی و راه سلطان تتلو» به خودش مربوط است اما این گونه نیست. تتلو با این راه و روش و افکار مریض باعث شده تا خیلی از دختران و پسران جوان و نوجوان تحت تاثیر او قرار بگیرند و رفتار هایی عجیب و غیر اخلاقی داشته باشند.
ادامه مطلب
امیر تتلو که بعد از آخرین کنسرت خود در ترکیه از حاشیه ها بدور بود ، بتازگی با سلسله آهنگ ها و نوشته هایی خبر از رابطه عاشقانه خود با خانم بازیگر می دهد !
 
وقتی آهنگ انتظار» رو منتشر کرد و در آن از سحر» حرف زد شاید کمتر کسی حدس می زد شاید منظور او سحر قریشی باشد
 
ماجرای رابطه امیر تتلو و سحر قریشی
 
ماجرای ازدواج تتلو و سحر قریشی
 
دوستان امیر تتلو بتازگی افشا کردند در جریان سفر سحر قریشی با تیم سریال نیسان آبی» به ترکیه در چند ماه گذشته با ا
پیشرو:(عزارییل)
خدا:پوشو یکی مرد
پیشرو دارم تکس مینویسمم
خدا :دیس هابیلو داشت میخونده
پیشرو :یه دقه دیگه قبظه روحه
.
سهراب ام جی(امندیل)
خدا:سهراب پوشو برو این لوسیفر درست کن
سهراب :چشم ای افریننده ی اسمان زمین 
الان لوسیفرو درست کرده برمیگرونم
خدا :پاچه خار برو گمشوو
سهراب :چشم من گم میشم
خدا:ای خودمم چرا اینا رو برا فرشته بودن انتخاب کردم
سهراب شما درست میگید ما لایق همچین مقامی نیستیم
خدا :از جلو چشام خفه شو
.
هیدن(فرشته میخاییل)
سیجل ؛(نیخایی
ریمیکس رپی اصل رپ زخم
دانلود ریمیکس جدید رپی اصل رپ به نام زخم
منتشر کننده:NajiMovie.IR
ریمیکس رپی زخم از یاس ، تتلو ، پیشرو و پوتک توسط AslRap
Rap Remix From Putak & Yas & Pishro & Khalse By Asl Rap
AslRap – Zakhmناجی مووی|دانلود رایگان فیلم و سریال - دانلود موزیک ها و بازی های جدید گوشی و کامپیوتر دانلود مرجع دانلود رایگان ناجی مووی
آره دیگه ب مولا یه لقب بدید بهم یه چیز جذاب و خاص
 
+خاستم بگم ای کسانی ک دلتون میخاد مرا بکشید چون کم میام و ای کسانی ک چند وقت باهاتون کم زر زدم و ای کسانی ک :|
ب کوچکی خودتان مرا ببخشید ب مولا سعی میکنم بیشتر به بیان سر بزنم و باهاتون حرف بزنم :| (چقدرررر تاثیرگذار اصن، چقدرررر زیبا)
اگر شماره من را دارید که هیچ. آدم خاصی نیستید. ممکن است برای پرسیدنِ "کدوم بخش‌ایم امروز؟" تماسی داشته باشیم. ولی اگر جزو آن دسته‌ هستید که زنگ می‌زنید و زنگ می‌زنم و چهل دقیقه حرف می‌زنیم‌ . یک چیز را بدانید . من خیلی با خودم مبارزه می‌کنم تا زنگ بزنم، تا جواب زنگ شما را بدهم، تا حرف بزنم، تا صدایم آرام بنظر نرسد که بپرسید "مطمئنی خوبی؟"، تا آن کسی نباشم که زودتر مکالمه را به "خب . آره" برسانم و قطع کنم، تا موضوع پیدا کنم برای ک
فیلم/ اظهارات تکان‌دهنده پدر رضا که فرزندش را در سانحه قطار از دست داد/ پسرم نمرده است/ حاضرم فرزند وزیر راه را آتش بزنم و دو برابر دیه بدهم!علی عبد پروردگار که همسر و فرزندش را در سانحه برخورد اخیر دو قطار از دست داده، هنوز نتوانسته مرگ فرزندش را باور کند. او می‌گوید از این جمله آقای ی - وزیر راه و شهرسازی - که گفت مشکلی نیست چون همه مسافران بیمه بودند، خیلی عصبانی شدم. حاضرم فرزند ایشان را آتش بزنم و دو برابر دیه بدهم!
دانلود فیلم
من دیشب وقتی باباپ خاب بود ی چیزی دیدم
ی دست بود.
نمیدونم توهمه یا ن
 
ولی الان تنهام 
من چند ساعت پیش خابیدم
بعد ک بیدار شدم تو خاب و بیداری بودم
چشام بسته بود
حس کردم یکی افتاد روم با دستاش سفت بازوهامو گرفته نمیزاره ت بخورم
چشامو باز کردم دیدم بابامه میخاستم ی چی‌بگم ک نتونستم انگار لال بودم
ن میتونستم ت بخورم ن حرف بزنم ن بشنوم.‌فقط میدیدمش
همه اینا تو ی ثانیه بود
پلک زدم دیدم هیچی نیست
ولی سریع انگار یکی با همون قدرت دستشو گزاشته
بچه‌ها بچه‌ها، رفتم. نمی‌دونید که؛ قبل از اینکه برم نیم ساعت حرفایی که می‌خواستم بزنم رو تمرین کردم و تمام حرکاتم رو حفظ کردم. یه بار رفتم از دم در برگشتم. :دی خلاصه دل رو زدم به دریا گفتم فوقش تحقیر کرد میام خونه یه ذره گریه می‌کنم. :)) رفتم و اصلا اونجوری که پیش‌بینی می‌کردم نشد. داشت می‌رفت بیرون که من رسیدم. سلام و علیک کردم جواب داد یه چیزایی گفتم و خیلی معمولی رفتار کردیم. یه جورایی خیلی خوب پیش رفت‌ و میشه گفت حرکت اصلی رو زدم. خوشحالم
اعصابم خورده
چرا؟
به همون دلیلی که تو دوتا پست قبل گفتم 
اقا شاید یکی واقعا نخواست میکروفون باز کنه خب اه
تو سوالتو بپرس
اه
اه
اه
تا آخر این ترم همه سه‌شنبه‌ها اه 
من واقعا ناراحتم 
و لعنت 
اه ولمون کنین دیگه 
دیوونه شدم 
من بدم میاد از حرف زدن 
اصن انقدری که حرف زدن یادم بره 
ولی نمی‌خوام 
اه
حتی دیگه خودمم برای خودم نمی‌تونم حرف بزنم 
تو ذهنم صدا هست ولی تولیدش نمی‌تونم بکنم 
حتی تو تنهایی 
و من مشکلی ندارم 
ولی ظاهراً شما مشکل دارین 
و
در مصرف های متفاوت، گرایشم به زنگ زدن خیلی میره بالا. یعنی اینجوری که حالا که داره بهم خوش میگذره، بگذار بیشتر خوش بگذره. و اینکه من هم که کلا دوست دارم به یکی زنگ بزنم. دیشب الکل بود و واقعا من بدم میاد از این خانواده و کلا بهمم نمیسازه خیلی و شایدم بسازه ولی واقعا همه اش یه جوریه. زنگ زدم، چرت و پرت گفتم، وسط اتاقم بالا اووردم و خوابیدم و صبح بیدار شدم و وات د فاک:)))))
اما با توجه به حجم بلاهتی که رد و بدل کردم، وقتی اول خوشحال بودم و بعد یادم اف
خدمتتون عارضم که بنده از اون دسته آدمهایی بودم که از زدن واکسن سر باز میزنن. تا جایی که چند وقت پیش از طرف یه ارگانی که من درش فعالیت دارم، با من تماس گرفتن و گفتن از طرف بهداشت لیست افرادی که واکسن نزدن اعلام شده و از ما خواستن اعضای ارگانمون رو برای زدن واکسن متقاعد کنیم. حتی گفتن هر واکسنی که مدنظرتونه بگید تا براتون بیاریم. منم واسه اینکه سنگ جلوی پاشون بندازم گفتم اسپوتنیک میخوام. گفتن اون که اصلا نیست. گفتم آسترازنکا میخوام. گفتن برات می
چرا من باید ازمون تست فارسی خودمو گند بزنم ولی تست یه بنی بشر دیگه رو براش 70 درصد بزنم 
میخوام با دستای خودم خودمو 6 متر خاک کنم زیر زمین 
عدالت
زندگی.
من واقعا دیگه نمیدونم
جر بعد معلم فارسیم میگه چراااا XDD
دلم میخواد بهش بگم خانم تست این بنده خدار هارو من دادم خوب شده نمیدونم برا چی واسه خودمو هی میرینم  
کی میاد منو خاک کنه زیر زمین ؟ به مولا راضیم اگر 1 مترم باشه ایرادی نداره اگر 6 متر نبود 
با چه دم و دستگاهی از قهوه و پتو و لب تاب و عینک و خوراکی و عود و این قرطی بازیا اومدم که آزمون مرحله سوم رو بدم
زدم روش دیدم نوشته آزمون توسط شما پایان یافته :/
من اصلا کی رفتم توش که بخوام پایان بزنم.
الان نمیتونم آزمون بدم
ارواح خبیثه رفتن جای من شرکت کردن همه رم صفر زدن اومدن :/
 
زیبا نیست ؟ :)
 
باهمون دم و دستگاه برم ادامه سریالمو بببینم آزمون دادن مجازی بمن نیومده هردفعه یه مشکلی پیش میاد
 
پ.ن: یه کیدرامر بياد با رسم شکل توضیح بده چرا اینقدر
بعد از سه دهه زندگی اجازه بده از تو بخواهم خودت را به قدر فهم و شعور و ادراک من به من نشان بدهی.
به یاد نامه های کودکانه ای که در رودخانه ی زهره انداختم برایت
به یاد دعاهای عهد سحرهای نوجوانی که با اشک شوق برای پیوستن به تو می خواندم
به یاد نیت حداکثری در سطح شعور خودم که از انتخاب همسر و حمل و شیردهی فرزند داشتم
به یاد دست به دامنت زدن هایی که .
من به دامن کسی باید چنگ بزنم. باید در آستان کسی مو پریشان کنم و جامه بدرم
باید به پهنای صورت اشک بریزم
صبح ها که از خواب پا میشم به زور بلند میشم و اولین کاری که میکنم میام تو فضای مجازی بعد که صبحونه خوردم دوباره میام تو فضای مجازی چون سخته برام بزنم از خونه بیرون و بیام تو محیط کاری ای که داغونه،و کاری هم نیست منم و یه سایت و حالا چی بشه مشتری پیداش بشه،دور و برم هم آدم درست و حسابی ای نیست،اینجا رو صندلی هم که میشینم هی میام تو فضای مجازی چون واقعا برام لذتی نداره اینجا بودن وسط کار هم چند تا نفس عمیق میکشم که خشمم رو بریزم بیرون
حقوق هم میگیر
پسره‌ی احمق به من می‌گوید همه‌چیز را دراماتیک می‌کنم. اینها مگر نمی‌بینند زندگی چقدر غم‌انگیز است امیرحسین؟ توقع دارند برایشان برقصم و به‌جای نوشتن از این روزهای نکبتی درباره‌ی نوشابه‌های آیسی‌مانکی حرف بزنم؟ خودشان کم می‌نالند مگر؟ انگار فقط غم خودشان غم است و بدبختی خودشان بدبختی. حالا خوب است رودررو از غم‌هایم نگفته‌ام. رو‌دررو بگویی که توی مشت‌شان له‌ات می‌کنند!دلم می‌خواهد از خانه بزنم بیرون. قید کنکور و دانشگاه و پول و م
چرا گذاشتی انقدر بهم سخت بگذره؟ مگه خودت نبودی که گفتی دوستم داریپس چرا گذاشتی بهم سخت بگذره؟ چرا بهم فکر نکردی؟ چرا جای من تصمیم گرفتی؟ چرا وقتی بهت گفتم نمیتونم توضیح بدم بازم ازم خواستی حرف بزنم؟ چرا هیچوقت درکم نکردی؟ چرا شبیه اونا شدی؟ چرا قضاوتم کردی؟ چرا کاری کردی که مجبور شم زوری باهات بمونم؟ چرا خرابش کردی؟ چرا منو شکستی؟ من هیچوقت به حدی نرسیدم که اعتراف کنم اینو ولی‌. چرا توهم قاطی همونایی شدی که منو شدن؟! چرا وقتی که داش
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان، حدود یک دهه پیش، کارگر یکی از معادن، در راه بازگشت به خانه تصادف کرد و جان خود را از دست داد. در مراسم تدفین و خاکسپاری او عده زیادی شرکت کردند.اعضای خانواده، دوستان، آشنایان، همکاران،‌ حتی مدیران و. همه از اخلاق خوب و رفتار پسندیده‌ آن مرد سخن می‌گفتند. یکی می‌گفت: واقعاً انسانی دوست‌داشتنی بود.‌ »دیگری حرف او را تأیید می‌کرد و ادامه می‌داد ما همه عاشق او بودیم» آدم‌ فوق‌العاده‌ای بود»
از وقتی یادمه وبلاگ نویس بودم. از اون زمانی که میرفتیم یه متن کپی میکردیم میومدیم تو وبلاگ خودمون پیست میکردیم تا همین چند ماه پیش. 
از اون موقع ها که وبلاگ اکثرمون پر از کد های جاوا و چه و چه بود. از اون وقتی که از سایت پیچک قالب برمیداشتیم تا وقتی  که اومدیم بیان و با بی قالبی محض مواجه شدیم و بعد که عرفان رو پیدا کردیم و بعدش که. روحش غرق آرامش. 
یادم نمیاد زمانی بوده باشه ک خودم رو وبلاگ نویس ندونم. هیچ قت کسی نبودم ک وبلاگم خیلی خاص و ویژه ب
ظاهر بدنم نشان از پیروزی در مقابل کرونا دارد ؛ البته کرونای خفیف را شکست دادم. وقتی نظرات پر انرژی شما در پست قبل را دیدم شرمنده شدم که چرا زودتر نیامدم تا از آنها انرژی بگیرم . البته بعضی از دوستان محبت داشتند و درایتا و بعضی دوستان دیگر در اینستا احوالم را پرسیدند و خیلی احساس خوبی داشتم وقتی میدیدم کسانی هستند که سراغى از من میگیرند. و در واقع به تاثیر سنت حسنه‌ى عیادت بیمار پی‌بردم. واقعاً شریعت اسلام شریعت کاملی است؛ احوال‌پرسی‌های مج
بسم الله مهربون :)
 
از بدترین حس های دنیا برای من که اصلا تحملش رو ندارم و ازش متنفرم "انتظاره"! یعنی دوست دارم غمگین باشم، خشمگین باشم، افسرده باشم، کلی احساس بد داشته باشم ولی منتظر نتیجه ی یه موضوعی نباشم. به داداشم میگم دارم میرسم به مرز دیوونگی که آخرش چی میشه. میگه از فضولیته بچه وگرنه انقدر هم انتظارش سخت نیست :| :))))
 
فردا امتحان دارم و انقدر خسته م که دلم نمیخواد حتی دست به کتابم بزنم چه برسه به خوندن! ولی خب یه مباحثی رو باید حتما مرور ک
سلام.
من بیشتر زندگی‌ام رو درگیر خودم بودم راستش. این یکی از دلایلیه که از خودم بدم میاد و تراپیست سعی داشت توی این چند جلسه، رد پای خودم رو توی تصمیم‌هام پررنگ کنه.
به هرحال، امشب داشتیم با ساجده حرف می‌زدیم و من یکهو بهش گفتم می‌دونی، اگه برگردم عقب، کمتر درس می‌خونم و بیشتر با تو» حرف می‌زنم. اصلا وسط یک بحث درسی بودیم، ولی من یکهو احساس کردم برای اولین بار با تمام وجودم دلم برای تو و فقط تو تنگ شد. نه برای این که من» توی بغلت باشم، نه ب
گفتم وطنم ؟گفت بیا آغوشمگفتم چه کنم ؟گفت بیا نفروشمگفتم تو که ای ؟گفت من از زیبایانگفتم توصنم ؟گفت از او در جوشمگفتم تو چه ای ؟گفت من آتش هستمگفتم سخنم ؟گفت نکن خاموشمگفتم که لبی ؟گفت بیا نزدیکمگفتم بزنم ؟گفت به تو بخروشمگفتم سخنی؟گفت فراموشش کنگفتم نکنم؟گفت که من ننیوشمگفتم که نرو ؟گفت خجالت داردگفتم که منم ؟گفت گنه می پوشمبیا و حال اهل درد بشنو
یکهویی بی هوا، دلم پر زد این سمت و خودم را اینجا رها دیدم، بین سیب سرخ گذشته.
این روزها زندگی بی مکث جریان داره، بی رحمانه نفس هایمان را به شماره انداخته و من شدیدا احتیاج دارم به خلوتی دور از هر آدمیزاد، تا که فریاد بزنم و به دنیا بگویم بایستد!!
بایست دنیا! بایست! 
واقعا تاحالا هیچ ادمیو مث دایی ندیدم
خدای من، چه جواهری یود این ادم، و حالا میفهمم موقعی خاله مولود میگفت تو هم چون زیاد با استاد گشتی ،مثل ایشون خوب شدی ینی چی
 
تازه الان میفهمم موقعی که شکست عاطفی خوردم ، دایی در اومد بهم گفت من میدونم تو چی هستی، برا همین میگم که اینجور ادما بدردت نمیخورن ینی چی
 
من تازه حالا ک ادمای بیشتر و بیشتری دازم دور و برم میبینم، ادمایی که شاعرن،ادمایی ک اهل خدان ، اما هرگز هرگز هرگززززز حتی قطره ای از معرقت و شخص

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

همه چیز از همه جا!! نورپُرتال سیچان بلاگ مرکز توانبخشی ایران زمین وبلاگ نویس تعمیر کامپیوتر کرج محصولات پلاستیکی Mi-Amor لینکوریتی|دانستنی های سئو و لینک سازی